روزمره ۲۴ بهمن ۱۳۹۴

سلام!

چشم بِهم میزنی زمان میاد و میره؛ نگاه میکنم میبینم بیشتر از یک ماه هست مطلبی ننوشتم. هرچند که چندبار قصد این کار رو داشتم اما ناخودآگاه نمیشد.

بروزرسانی ۱۰ فروردین ۱۳۹۶: مطالب زندگی در آلمان مربوط به زمانی هست که بنده بیشتر آلمان بودم و در جامععه‌ی آلمان حضور بیشتری داشتم، اما تقریباً از اواخر ۲۰۱۵ در آلمان فعالیت کاری خیلی کمتری دارم و بیشتر زمان کاریم در هلند یا سوئد هست؛ برای همین ممکنه کمی یکسری چیزا تغییر کرده باشه علی‌الخصوص پس از اتفاقات ناخوشایندی که این روزها در دنیا می‌افته…. همینطور دید شخصی من هم بشدت نسبت به آلمان، زندگی در آلمان و آلمانی‌ها تغییر کرده اما کلیت مطلب تغییری نکرده.

اصلاحیه

عزیزی سه شب قبل برای بنده ایمیل فرستادن و چند مورد رو گوشزد کردن که بهتره اینجا اصلاح کنم برخی برداشت های اشتباهی که ممکنه از صحبت های بنده بشه:

  • دوستان عزیز، علت اینکه من گاهی زیاد از برلین مینویسم یا تمرکز عمده ی مطالبم کلاً روی آلمان هست مبنی بر این نیست که اینجا بهترین جا هست. صرفاً علتش اینه که سکونت اصلی بنده برلین و آلمان هست و تمام مطالبی که مینویسم فقط و فقط دیدگاه های شخصی بنده هست. لطفاً اگر برای مهاجرت قصد اقدام دارین خوب تحقیق کنین راجب کشور و شهر مقصدتون.
  • در مطلبی ذکر کردم که جوون های آلمانی تنبل هستن یا یه همچین مضمونی که خاطرم نیس؛ این هم صرفاً برداشت شخصی من بوده از نیروهایی که در پروژه ها داشتم و یا افرادی که اطرافم میدیدم؛ من چندتا دوست دارم که میشه گفت شاید توی قشر یکم بالاتر و مهم تر جامعه هستن مثل استاد دانشگاه، نماینده یا کارمند مجلس و  Kanzleramt و … یا برخی از مشاورها یا مدیرهای شرکت هایی که باهشون اینجا سرو کار داشتم (اینجا شاید طبقه بندی اجتماعی وجود نداشته باشه اما با همون خط کش ایران)…. چندباری با بعضیهاشون همین بحث میشده و مثلا میگفتن جوونای امروز آلمان کمتر زحمت کش هستن و بیشتر دنبال زندگی راحت و …. هستن که بهش هم نمیرسن با این روش!

هوای سرد!

تقریباً داریم فصل سرما رو پشت سر میذاریم.
حدودای کریسمس بود که هوای برلین فکر کنم به -۱۸ هم رسید و خب طبعاً برای ما زیاد جذاب نبود. مردم آلمان میشه گفت تاحدودی عادت دارن اما بازم هم زیاد لباس میپوشن تا خودشون رو از بیماری دور نگه دارن. اغلب هم پیش میاد که روی هم چند پیراهن و ژاکت میپوشن که این کارو به اصطلاح میگن Dressing like an onion. یعنی لباس پوشیدن لایه لایه که شبیه پیاز هست (اصلا پیاز دوست ندارم!)
ولی خب الان به جز بادهای همیشگی که در خیلی از نقاط آلمان و حتی اروپا باهاش مواجه میشین، هوای برلین حدودا ۱۲ درجه اس و حدود ۲ ۳ ساعتی هم آفتاب هست. بارون هم اغلب روزا میاد کم و زیاد اما خیلی کم فشار.

جنگ ستارگان!

پیرو اینکه یکی از باجناق های عزیزم (مهندس شروین سوری) علاقه ی زیادی به فیلم Star Wars داشت، جاتون خالی رفتیم و نسخه ی جدید این فیلم یعنی Star Wars: Episode VII – The Force Awakens رو دیدیم. جدا از جلوه های ویژه ی زیاد، برای من جذابیتی اصلا نداشت. شاید چون قسمت های قبلی رو ندیده بودم… اینجور فیلم ها معمولاً سه بعدی و در سینماهای IMAX خاصی پخش میشه که عینک سه بعدی/IMAX مخصوصی هم داره و با سه بعدی های معمولی متفاوته.
فکر میکنم یکی از بهترین سینماهای اروپا IMAX Sony Center در برلین باشه و هزینه بلیط صندلی های ویژه (Box یا Loge نامیده میشن) برای یک فیلم ۳بعدی IMAX حدود ۲۰ یورو هست.

شکم!

یکی از تفریحای جدیدی که اخیراً پیدا کردیم اینه که همراه با دوتا از دوستای عزیزمون (از معدود ایرانی هایی که تونستیم در خارج باهشون ارتباط خوب و صمیمی و مسالمت آمیز دوطرفه داشته باشیم) هفته ای دو سه بار میریم رستوران :)) و یکی از این دوست های عزیزمون هر بار جگر، دل و قلوه میخوره! آره درست خوندین؛ در برلین اینا هم پیدا میشه. البته تا جایی که میدونم فقط در رستوران نفیس.

حرف غذا شد، در مطلب قبلی در رابطه با یک رستوران شمالی نوشته بودم. واقعیت خیلی راضی بودیم، تا اینکه آخرین باری که رفتیم و اتفاقا مجموع هزینه امون هم حدود ۸۰ یورو شد، دو اتفاق نه چندان خوشایند افتاد….
مسئولین رستوران فوق العاده رفتار و برخورد خوب و دوستانه ای داشتن و فوق العاده ما کلاً راضی بودیم. دفعه ی ماقبل آخر بما چند برگ تخفیف دادن که گفتن دفعه ی بعد با هر برگه ۱۰درصد تخفیف میگیرین.
وقتی غذامون تموم شد دسر و …. ازشون خواستیم که صورتحساب رو بیارن و برگ تخفیف رو دادیم بهشون…. خیلی جالب بود که گفتن برگ تخفیف رو باید قبل از سفارش غذا میدادین و حالا دیگه لیست صندوق بسته شده و نمیشه تغییر داد… خب ما بارها در انواغ خریدها پیش اومده بوده که بسادگی صندوقدار این کار رو میکرده و این مورد برامون عجیب بود.
مورد بعدی این بود که در حین غذا متوجه شدیم نون بسیار کم بود و ازشون خواستیم که یه مقدار برامون نون بیارن…. موقع حساب کردن شوکه شدیم وقتی دیدیم که نون رو هم حساب کردن!
واقعیتش تابحال هیچ جا ندیده بودم نون رو هم حساب کنن، بماند که ۹۹درصد رستوران ها چای هم رایگان هست…
تمام اینارو بذارین در کنار اینکه شاید مجموعاً بیش از ۱۰بار در طی دوماه همین یک رستوران رو رفته بودیم و کاملاً مارو میشناختن و خودمون هم گاهی حس میکردم شاید مارو بعنوان مشتری خوبشون میدونن….
اصلاً بحث هزینه نیس به هیچ وجه، صرفاً منظورم از دیدگاه مشتری مداری هست. حالا انشاالله یکبار دیگه میریم و ببینیم چی میشه. شایدم ما اشتباه میکنیم 🙂

سفارت ایران در آلمان

۱۴ روز پیش رفتم سفارت ایران در برلین برای اینکه پاسپورت جدید بگیرم. چندتا مورد نظرم رو خیلی جلب کرد:

  • سفارت در یک منطقه ی خیلی سر سبز و آروم برلین هست که یکسری سفارت های دیگه هم اونجان. فکر میکنم یکی از قشنگ ترین ساختمون های اونجا سفارت ایران بود 🙂
  • برخورد فوق العاده خوب و دوستانه کارمندان سفارت
  • در طول ۱ ساعتی که اونجا بودم حداقل ۱۵ تا آلمانی رو شمردم که اومده بودن برای سفر به ایران و ویزا سوال میکردن.
  • در همین مدت بیش از ۲۰ یا ۳۰ نفر رو دیدم که با شرایط خیلی عجیب و غریبی خودشون رو برای پناهندگی به آلمان رسونده بودن و شدیداً پشیمون بودن و میخواستن برگردن ایران! ای کاش افرادی که رویا پروری میکنن برای خودشون، قبلش راجع به این تجریبات بدونن… طرف میگفت من توی ایران برای خودم کار داشتم زندگی داشتم گفتم بیام اینجا ببینم جحوریه، هرچی پس انداز داشته چندبار ازش دزدیده شده توی این مسیر و اینجا به فلاکت توی خیابون یا کمپ های کثیف گذرونده. یکیشون میگفت سر غذا با یکی از پناهنده های عرب دعوام شده و بعد منو انداختن یک ماه توی زندان… یکی دیگه بغض کرده بود که دخترش به دنیا اومده و اون هنوز ندیدش!
    نکته ی مشترکی که از این چند نفر شنیدم این بود که هیچکدوم در ایران هیچ مشکلی نداشتن!!! فقط فکر میکردن اینجا مثه بهشته و اومدن و دیدن بابا ایران خیلی بهتر و راحت تر زندگی می کردن!

نظرم رو بارها در این رابطه در مطالب قبلی نوشتم…. خلاصه اینکه اگر هم کسی میخواد مهاجرت کنه با عزت بیاد! نه اینکه خودش رو سر بار یک جامعه کنه و بعد از شرایط قبل زندگیش هم بدتر زندگی کنه و زجر بکشه؛ و از طرفی حقایقی که اینجا براش پیش میاد رو از دیگران پنهان کنه.
من این مورد رو چندروز پیش متوجه شدم: کسی که برای پناهندگی میاد تا زمانی که جواب نگیره (که شنیدم بطور متوسط سه سال طول میکشه) پول توجیبی ماهانه که از دولت میگیره زیر ۲۰۰ یورو هست!!!! حالا بعد هم که جواب میگیره میشه حدود ۵۰۰ یورو! آخه اصلا من نمیتونم درک کنم چجوری با این رقم ها کسی میتونه زندگی کنه… یه تناسب ساده از لحاظ هزینه های زندگی، اینکه شاید ۵۰۰ یورو برابر با ۳۰۰ هزارتومن توی تهران باشه! آیا کسی هست که بتونه با ۳۰۰تومن توی تهران در ماه زندگی کنه؟ اگه هست قطعاً باید نوبل زندگی رو بگیره 🙂

ممنون که تا اینجا خوندین! فعلاً خدانگهدار.


متاسفانه بدلیل اختلالی که در وبلاگم رخ داده بود، پس از بازیابی اطلاعات وبلاگ، نظرات گذشته در ادامه ی مطلب درج می گردند:

۱۰ پاسخ به “روزمره ۲۴ بهمن ۱۳۹۴”

  1. saeed

    من پیاز دوست دارم D:

  2. وحید یوسف زاده

    خیلی ممنون از اینکه تجربیات تون را با ما با اشتراک می گذارید. اینها خیلی ارزشمندند. من سوالی راجع به ارزشیابی مدارک تحصیلی داشتم. من الان در مرحله ای هستم که باید مدارکم رو از دانشگاه بگیرم و برای ارائه به سفارت ترجمه کنم. ولی چیزی که متوجه نشدم اینه که فقط دانشنامه رو ترجمه کنم و یا ریزنمرات هم باید ترجمه بشن؟ اگه قراره من اینها را برای تایید به سفارت بدم اون وقت نقش ZAB این وسط چیه؟ خیلی ممنون اگه مراحلش رو بگین.

    • سلام. خواهش میکنم.
      همونطور که در توضیحات سفارت آلمان در تهران نوشته شده مدرک تخصیلی (دانشنامه) کفایت میکنه. باید ترجمه رسمی کنین و یک روز صبح پیش از زمان مصاحبه، تشریف ببرین قسمت تایید مدارم و تمام مدارکی که سفارت گفته باید تایید بشن رو اونجا، ترجمه رسمی هاشون رو تایید کنین.
      در رابطه با ZAB، در وبسایت anabin جستجو کنین و ببینین آیا مدرکتون اونجا هست یا نه؛ طبق گفته ی سفارت اسم دانشگاه کفایت نمیکنه و حتماً باید مدرکتون هم اونجا ذکر شده باشه. خوب سرچ کنین سایتش یکم ممکنه پیچیده بشه اما مطمئنم که میتونین. مثلا میتونین اسم دانشگاه رو پیدا کنین و بعد ببینین کدوم مدارک اون دانشگاه قبلاً اونجا بوده…. اما اگر نبود، پیشنهادم اینه که با شرکتی که قصد استخدام شمارو داره مکاتبه کنین و ازشون کمک بخواین که براتون توضیح بِدن چه کنین. متاسفانه بنده این پروسه رو نرفتم؛ شاید در فروم applyabroad بتونین مواردی رو پیدا کنین که دانشجویی قبلا این کار رو کرده باشه.
      اگر مدرکتون فوق لیسانستون در anabin بود، فکر میکنم خوب باشه که به سفارت ایمیل بزنین و ازشون هم سوال کنین که فقط فوق لیسانس کافیه یا بیاد لیسانس رو هم ببرین… البته بنظرم بهتره تمام مدارک تحصیلیتون، همه رو ترجمه رسمی و تایید سفارت کنین چون شاید وقتی مهاجرت کردین یک روزی نیازتون شد.
      موفق باشید.
      موفق باشید.

  3. علی

    با عرض سلام وارادت
    مثل همیشه امید بخش و کمک کننده بود مطالبتون.انشااله موفق باشید

  4. وحید یوسف زاده

    سلام

    سال نو مبارک

    من یک ماه پیش آلمان بودم و قرارداد کاری با یک شرکت آلمانی بستم و تاریخ اون رو از اول جولای زدن. حالا که به ایران برگشتم و مدارک تحصیلی ام رو به تایید وزارت علوم رسوندم و ترجمه کردم در سایت applyabroad خوندم که باید به تایید ZAB هم برسه. مدارک من کارشناسی عمران و کارشناسی ارشد عمران هر دو از دانشگاه تبریز هستند. مدارک رو تو سایت anabin پیدا نکردم ولی خود دانشگاه هست. من هنوز وقت سفارت نگرفتم به نظر شما من قبل از گرفتن تاییده ZAB به سفارت برم و همزمان با اون برای ZAB اقدام کنم؟ توی مدارک درخواستی سفارت چیزی به اسم مدرک تایید شده ZAB نخواسته ولی گفته که مدرک باید تو anabin باشه. به نظر شما راه حل من چیه؟

    از راهنمایی تون پیشاپیش سپاسگذارم.

همخوان کنید!
Share

نویسنده: محمّد مقدّس

مسافر. عکاس تفریحی طبیعت، علاقمند به شبکه‌ها و سرمایه‌گذاری خُرد. هواخواه ارزهای دیجیتال و Blockchain. ساکن اینترنت. مشاور شبکه/امنیت در AT&T و یسکری جاهای دیگه، و اسپهبد بین‌الملل در ابر آروان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.